|
فرزند زمستان دل نوشته های تنهایی فرزند زمستان
|
سلام
در نظر داریم یه شرکت گنبدی ترتیب بدیم قوانین: ۱- کسایی که میان نمیتونن برن و کسایی که میرن نمیتونن بیان ۲- هر زیر شاخه ای باید به رده ی بالاتر سود برسونه! ۳- هر زیر شاخه ای باید برا خودش حداقل ۲ تا زیر شاخه پیدا کرده و به رده بالاتر اطلاع بده (این بند به لحاظ حفظ نظم بسیار مهم می باشد) ۴- کپی و پیست دیگر قوانین شرکت های هرمی (گنبدی!!!) که بلد نیستم! و اما... دوستانی که حاضر به عضویت در این شرکت گنبدی هستن بایستی ضمن اعلام در بخش نظرات این پست روزی ۲ رکعت نماز و یا حدالامکان یک صلوات برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام مهدی (عج) امام منتظر (منتظر آدم شدن ما) بفرستن لطفا حضور خودتون در این شرکت رو با گذاشتن کامنت به زیر شاخه ی سوم - فرزند زمستان - اطلاع بدین [ یکشنبه هشتم آبان 1390 ] [ 8:27 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
من امروز تو یه کارگاه خوب مهارت های زندگی بودم؛ مدرس می گفت:
حتما زیاد شنیدین که دختر یا پسری میگه من فک می کردم فلانی حتما خوشبختم می کنه؛ در واقع این فرد در حالی که تنهاست احساس خوشبختی نمیکنه و منتظر یکی یه که بیاد و خوشبختش کنه و غافل از این که خود همون فرد مقابل هم همچین انتظاری از شریک زندگی آینده خودش داره، نتیجه اینکه هر فردی می بایست قبل از ازدواج به تعریف درستی از خوشبختی و آرامش رسیده باشه که همون توجه به معنویت متعالی خدامدارانه است کوتاه نوشتم که اگه بحث و نظر بود مطرح بشه [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 1:14 قبل از ظهر ] [ امین ]
[ ]
این پست برای یکی از دوستانی است که سوالی رو مطرح کرده بودن البته یه پست دیگه هم هست که در ادامه میارم:
یک شبی مجنون نمازش را شکست ادامه مطلب [ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 0:49 قبل از ظهر ] [ امین ]
[ ]
این روزها دلتنگ کرسی ها هستم... دعواهایمان!
یادش بخیر... خانم ن ج که برگشتند به شهر خودشان، خدا هر کجا هستند خودشان و دخترشان را حفظ کند که با گرویدن به حجاب کامل و پایبندی بر آن دل خیلی ها را شاد و دل خیلی ها را به بغض و کینه کشاندند آقای ر ا آن روز ها می گفت تازه تازه دارد با دین آشتی می کند و کتاب های علامه محمد تقی جعفری را میخواند... شنیده ام بعد رفتن خانم ن ج از تشکل خودشان استعفا داده... داود می گفت آن روز توی سرویس دانشگاه دیده که ر کتاب پیام های انقلاب اسلامی را می خواند... ر جان سپاس که تو هم دل خیلی ها را شاد و دل خیلی ها را به بغض و کینه کشاندی هر چند خداوند صمد است ... دل تنگ است کمی... [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 11:53 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
تقدیم به وبلاگ نویسان مهربان که فضای وبلاگشان حال و هوای نیمه بارانی دارد که نه می بارد و نه می بازد!
چرا محبتت وجودتان را درون ظرفی ریخته اید محبوس و منتظرید که کی با سپردن به کسی از دستش خلاص شوید؟؟؟ بگذار وجودت به خورشید شناخت بسوزد و آن گاه ببارد بر پهنه ی گیتی و هر دیاری گلی از محبت وجودتت بروید، هرچند کسی نداند این باران به لطف سوختن کدامین تن می بارد... پرواز کنید دوستان... و مرغک های کنارتان را کنار بزنید... [ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 8:24 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
از درون چشماني كه مال من نيستند به دنيا مي نگرم، من چرا اينجايم؟؟؟ اين دست ها و پاها به چه كارم مي آيند؟؟؟ پر كردن شكمم؟ زنده ماندنم؟ كسب نام؟ براي چه... مگر اين شكم هم يكي از جنس همين چشمي نيست كه از من نيست؟ مگر اين شكم وفادار تر از دست هايم هستند؟ مگر داراييم در اينجا وفادار تر از چشم هايم هستند؟ استفاده از چيزهايي كه مال من نيست براي خدمت به چيزهايي كه مال من نخواهند ماند؟؟؟ احمقانه است! من چه دارم كه مي توانم ادعاي داشتنش را داشته باشم؟؟؟ من براي چه آمده ام؟؟؟ اينجا كجاست؟؟؟ مرگ چيست؟؟؟ منزل بعديم كجاست؟؟؟ هدف از بودنم چيست؟؟؟ چرا اين همه ابزار اجاره داده اند به من؟؟؟ فلسفه اينجا بودنم چيز ديگريست... چه؟؟؟ نمي دانم... هنوز!!! [ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 1:29 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
يه روزي يكي برام نوشت:
گاهی بعضی جاهای خالی رو .................................................... .................................................. حتی نمیشه با نقطه ها پر کرد. براش نوشتم:
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 12:54 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
يه سوال: اگه شما پادشاه كل جهان بوديد چه مي كرديد؟ با فرض اينكه تمام دستورات شما عملي بشن يكي گفت به فقرا مي رسيم، يكي گفت بچه ها رو رئيس بزرگترا مي كردم... يكي گفت همه گلاي رز جهان رو مي خريدم تا دخترك معصوم سر چهارراه مجبور نشه نگاه دخترك توي ماشين رو تحمل كنه و يكي گفت: عشق را در تمام جهان مي پراكندم تا حتي اگر مشكلي باشد كه نتوان آن را حل كرد، بتوان با عشق تحمل كرد و تو... اگه تو پادشاه كل جهان بودي چي كار مي كردي؟ [ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 5:34 قبل از ظهر ] [ امین ]
[ ]
به شانه ام زدی که تنهاییم را تکانده باشی،
به چه دل خوش کرده ای؟!
تکاندن برف از شانه های آدم برفی.... ؟! [ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 4:29 قبل از ظهر ] [ امین ]
[ ]
قابل توجه شب امتحاني ها!!!
باید مطالعه کنید، یا باید کاری را تا فردا تمام کنید یا یک مورد اضطراری پیش آمده است؛ یک شب بیخوابی کشیدن در چنین مواردی دقیقا یک عمل قهرمانانه و مسوولانه است. شما علیرغم تمام مشکلات، با انگیزه ای فوق العاده شب را بیدار می مانید.
ادامه مطلب [ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 4:14 قبل از ظهر ] [ امین ]
[ ]
يه روزي يكي نوشت:
به سرنوشت بگوييد: اسباب بازي هايت بي جان نيستند! آدمند، مي شكنند، آرام تر! برایش نوشتم: به اسباب بازي هاي سرنوشت بگوييد: آدميد، مي شكنيد، آرام تر! [ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 1:23 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
روزی می انگاشتم می خواهم دنیا را عوض کنم... کمی گذشت... کمی هم گذشت... دنیا کمی بزرگ بود و بهتر است از سرزمینم شروع کنم حداقل زبانمان یکی است, دین مان و فرهنگمان... کمی گذشت... شهر و دیار را که بزرگتر دیدم به فکر خانواده افتادم... انگار آنها هم صدایم را نمی شنوند و حال که به سوی خودم می روم حضرت عزراییل علیه السلام مهمان خانه ام شده...
"ربی هب لی حکما والحقنی بالصالحین"... "ان معی ربی سیهدین"... "الذی خلقنی و هو یهدین"... و چه هدایتی!... سپاسگذار و شاکر است خودت برای خودت! من عبایی از فریاد زدن آنچه در دلم می گذرد ندارم اما ... گاهی سکوت بزرگترین فریادیست که در هسثی وجود دارد آنچنان که ظلمت می شود والاترین نور پس باز برای دورانی ساکت می شوم. راستی شدند ۱۶۸ تا؛ ۲تایشان را دیدم در حالی که انتظاردیدنشان را نداشتم و داشتم؛ سلام هم دادم مثل همیشه... [ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 1:53 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
برید به پیوند زیر:
[ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 4:32 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
راديو دولتي روسيه:
تنگه هرمز در كنترل كامل ايران است
جام جم آنلاين: رادیوی دولتی "صدای روسیه" در گزارشی از رزمایش "ولایت 90" نیروی دریای جمهوری اسلامی ایران در آب های تنگه هرمز اعلام كرد: واحدهای دریایی ایران تنگه هرمز را در كنترل كامل خود دارند.
در گزارش روز جمعه رادیوی روسی گفته شده است: نیروی دریایی ایران، تحركات واحد ضربتی دریایی آمریكا در منطقه تنگه هرمز را زیر نظر دارد. در این گزارش با اشاره به برتری دریایی ایران در خلیج فارس خاطرنشان شده است: واحدهای دریایی ایران بر خلیج فارس نیز اشراف و كنترل كامل دارند. "صدای روسیه" در ادامه گزارش خود به نقل از امیر دریادار "حبیب الله سیاری" فرمانده نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران یادآوری كرده است گه واحدهای دریایی و هوایی نیروی دریایی ایران ناو هواپیمابر خارجی را كه از خلیج فارس وارد تنگه هرمز شد، تحت نظر دارد. منبع خبری روسی گفت: در حال حاضر ناوگان ایران بر خلیج فارس و تحركات ناو هواپیمابر آمریكایی "جان استنیز" و رزمناوهای همراه آن اشراف كامل دارد. در این گزارش با اشاره به ورود ناو مزبور به محدوده رزمایش "ولایت 90" خاطرنشان شده است: هواپیماهای تجسسی ایران از ناو هواپیمابر "جان استنیز" فیلمبرداری ویدئویی و عكسبرداری كردند. منبع خبری روسی یادآور شد: این اقدام ناو آمریكایی انزجار ایران را برانگیخت و "محمود موسوی" سخنگوی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران روز پنجشنبه اعلام كرد كه واحدهای این نیرو برای مقابله با ناوهای بیگانه كه وارد محدوده رزمایش در تنگه هرمز می شوند، آمادگی دارند. در این گزارش گفته شد كه ایران آمادگی دارد مطابق با قوانین بین المللی با ناقضین شرایط امنیتی در هنگام برگزاری رزمایش مقابله كند. "صدای روسیه" در پایان گزارش خود با اشاره به اینكه رزمایش "ولایت -90" كه از روز شنبه گذشته به مدت 10 روز در محدوده ای به وسعت 2 هزار كیلومترمربع در اقیانوس هند آغاز شده است، خاطرنشان كرد: نیروی دریایی ایران برای نخستین بار رزمایشی را در چنین محدوده وسیعی برای نمایش توانمندی دفاعی این كشور در آبهای بین المللی انجام می دهد.(ايرنا) [ شنبه دهم دی 1390 ] [ 3:14 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
سلام بر همه ی دوستان مهربانم، آنهایی که دوستم دارند و دوستشان دارم! تعداد دوستان اعضای شجره فاطمی - شرکت گنبدی یاس از مرز ۵۰۰ نفر رد شد [ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 3:37 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
سلام [ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 3:19 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
بعد اون همه چرخش تو عقاید که با جواب دادن به چند تا سوال از خودش نشون داد منو امیدوار کرد که همه ی ما آدما تنها مشکلمون همین سوالای بی جواب اعتقادیه که تو ذهنمون داریم و اگه یکی پیدا شه به همشون جواب بده همه چی برامون حل میشه
اما... که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها... بعد چندین ماه بدو بدو کرد و دویدن واسه وساطت بین دو طرف دعوای دانشگاه و تلاش برا رفع سوء تفاهمات و ابهامات دو طرف که والا هیچ کدوم به اون اندازه که به هم فک می کنین لولو خورخوره نیستین و وقت گذاشتن ها و بحث های طولانی گاها ۴ ساعته در نهایت امر متوجه شدیم که سر کار بودیم و اتفاقا هر دو طرف طی یه هماهنگی ذاتی که لا تبدیل لخلق الله این مدت هرچی عقب نشینی و کوتاه اومدن بوده فیلم بازی می کردن!... بله دوستان شاید نتوان حق مطلب احساسم تو اون لحظات رو ادا کنم اما چه حالی بهتون دست میده؟؟؟ آرمان شهری تو ذهنه تونه که منطق درش حرف اول رو میزنه اما یه هو می بینی یک بمب هیدروژنی چند صدتنی میاد روسر مردمش و البته بمبه از طرف مردم همین شهر واهی بود بگذزیم که الان متوجه شدیم چقدر بچه ایم و ساده دل و ساده لوح و کم دان و کم شعور و ابله... و انشاءالله زین پس تحت عنایت خداوند سعی می کنیم بازگردیم به جبهه علمی و باز در سطوح مختلف محلی و ناحیه ای و شهری و استانی و منطقه ای و کشوری و قاره ای و جهانی و... به وظایف اعلی حضرتانه ی خودمون عمل کنیم و برای پیشرفت این مملکت معتقد به علی تا سرحد منهم شدن کار کنیم نتیجه اخلاقی: ممکنه آدما بفهمن حقیقت چیه اما این فهم مستلزم التزام عملی به حقیقت نیس پس فهم مساوی عمل و آدم شدن نیس با همین دو جمله بنده هم موفق به زیر سوال بردن یا سوال روی آن آوردن به نظریه ی دکارت که می فرمایند می اندیشم پس هستم، شدم!!! :-)))))) آدمی که نفهمه نمی فهمه و مهم نیس مارک کدوم شرکت و تشکل روشه! خطاب به تمام آنهایی که دردشان مثل درد مردم زمانه نیس اما درد مردم زمانه است گاهی برید خونه هاتون بذارین هم خودتون هم بقیه زندگی کنن [ یکشنبه چهارم دی 1390 ] [ 3:13 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
علاقه مندی ها و دوست داشتن ها و دلبستگی ها همه از بین خواهند رفت... قطعا... چرا که در همه یشان رسیدن هست و وقتی رسیدی تازه می فهمی اینی که دنبالش بودی ارزش حتی یک لحظه اندیشیدن را هم نداشت چه برسد یک صباحی دنبالش باشی و از آرامشت بگذری
این قانون در مورد تمام دلبستگی هامان از جایگاه اجتماعی و مال و منال گرفته تا نوع بشری که بر مبنی چیزی غیر از آنچه او را جاویدان کرده او را دوست بداریم وقتت را تلف انسان نکن! وفتت را صرف یافتن "تو"ی خودت کن... این تو انگار چیزی سوای آنچه که می بینی دارد.. شاید... شاید هم ندارد و این هم همانند همان های قبلیست! "تو" را برای خودت آنقدر بزرگ تعریف کن که عمرت برای رسیدن به او کفاف نکند، آن زمان قول می دهم تمام زندگیت از دوست داشتن پر میشود که نه منتی بر کسی دارد و نه بابت آن انتظار پاداش و تعریف کسی را داری این روزها آن همان هاست که خیلی ها "تو" خودشان را خوب تعریف میکنند و به آن دل می سپارند "تو" ی خودت را یافته ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [ دوشنبه هفتم آذر 1390 ] [ 1:43 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
درون خلوت ما غیر در نمی گنجد
برو... برو... که هرکه نه یار من است بار من ست
وگر مراد تو این ست بی مرادی من تفاوتی نکند... تفاوتی نکند... چون مراد یار من ست [ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 9:31 قبل از ظهر ] [ امین ]
[ ]
واژه امپریالیسم ابتدا به توسعه طلبی های ناپلئون در دهه ی 1830 م نسبت داده شد و در اواخر سده 19 م، مخالفانی که در بریتانیا با توسعه طلبی و سیاست استعماری مخالف بودند، از این واژه استفاده می کردند . از این واژه نیز همچون سایر واژه های سیاسی در طول تاریخ چندین برداشت و تعریف ارائه شده است. عده ای آن را از ریشه ایمپرو « امپراتوری » دانسته و آن را اینگونه تعریف کرده اند :« تحمیل قدرت یک دولت بر قلمرو سایر دولت ها با وسایل گوناگون جهت دستیابی به قدرت سیاسی و اقتصادی آن دولت ». دسته ای دیگر این تعریف را بیان کرده اند :« قدرتی که بیرون از حوزه خود به تصرف سرزمین سایر دولت ها پرداخته و مردم آن سرزمین را با احبار به فرمانبرداری از خود وادار کرده و از منابع اقتصادی آن کشور بهره مند می شوند.» البته این تعریف امروزه دیگر کاربردی ندارد.برداشت دیگر آن برداشت لنینی- کمونیستی است که آن را عالی ترین و آخرین مرحله نظام سرمایه داری و و جوهره آن را تسلط انحصارها و از بین رفتن رقابت آزاد توصیف می کند. اما اگر بخواهیم یک تعریف کلی و خلاصه وار از این واژه ارئه دهیم آن به این صورت است: واژه امپریالیسم عموماً بر استیلای سیاسی و استثمار اقتصادی اطلاق می شود. امپریالیسم به عنوان واژه منحصر به فرد برای مشخص کردن استیلای سیاسی به تاسیس امپراتوری نیز مرتبط دانسته می شود.« جان هافمن ».چون بحث ما در مورد سیستم اقتصادی و نظام سرمایه داری است بیشتر به این مورد پرداخته که البته بخش اقتصاد قسمت عمده امپریالیسم را تشکیل می دهد.
مسئله امپریالیسم و نظام سرمایه داری بسیار پیچیده تر از آن است که بتوان در این چند سطر بیان نمود .اما می توان مثال های زیادی زد که هر کدام به نوعی بیان کننده خیانت این نظام و صاحبان آن نه تنها به ملت سایر کشور ها بلکه به مردم خودش نیز است. با ساختن فیلم های گوناگون که اکثر آن ها یا سعی در مشغول کردن فکر جوانان به مسائل عشقی و جنسی و ارائه دادن یک تصویر سطحی از آنان و اجازه ندادن به جوانان برای پیدا کردن راه با فکر آزاد خود « تا مبادا از حقوق اصلی خود آگاه شده و آنان را طلب کنند » یا نشان دادن یک دنیای خیالی و ایده آل از دنیای غرب « البته ایده آلی که آنان طی چندین سال به ذهن مردم وارد نموده و برای آنان تعیین و تعریف کرده اند» یا جهانی در معرض خطر بسیار بزرگ و داشتن یک ناجی قدرتمند و خیر خواه مثل آمریکا که همیشه راه حل و قهرمانی برای یک جنگ یا بیماری یا اجنبیان دارد سعی در نفوذ در زهن تماشاگران خود کرده اند . چگونه می توان در یک کشور شعار « عقل سالم در بدن سالم » رابه حقیقت رساند در صورتیکه بازیگری محبوب در فیلمی پرطرفدار سیگار می کشد؟ مثالی ساده و ابتدایی ای که سعی در تحت سیطره اقتصادی قرار دادن فکر کودکان و جوانان تا از طریق آن فروش دخانیات را در جهان چندین برابر کنند.آیا می دانید در کشوری مثل آمریکا تعمیر یک کیف از خرید آن گرانتر است؟ آیا این نشان دهنده ی آن نیست که صاحبان سرمایه و اقتصاد های بزرگ با ارائه محصولات ارزان قیمت و فریب مردم، سعی در نابودسازی اقتصاد های کوچک و به بردگی گرفتن و کارگری کشاندن صاحبان آن در کارخانه های خود است! آیا استعمار و استثمار یک کشور به سالیان دراز و سوءاستفاده از منابع اقتصادی و کاری آن جا و دادن استقلال پس نابود سازی آن ملت و طزریق عقاید خود به آنان ؛ مثل آنکاری که سال ها پیش کشور های غربی مثل انگلستان یا فرانسه با کشورهای عرب همچون مصر، لبنان، سوریه و فلسطین کردند، نشان دهنده ی آن نیست که قدرتمندان با بازیچه قرار دادن سایر ملل به اهداف خود می رسند. تبلیغ کالای شیک و فریبنده و دادن امتیازات و تسهیلات فوق العاده به خریداران آن ، دادن وام و نماندن راهی برای گیرنده ی آن جز کارکردن برای همان سیستم جهت برگرداندن وام و بدبخت و ناامن نشان دادن سایر کشورها به ملت خود تا شاکر اوضاع حال حاضر باشند و همه مطالبی که در بالا گفته شد بیانگر آن نیست که دنیا رو به افول گذاشته و به زمان برده داری برگشته است اما نه برده داری جسم که برده داری روح، ذهن و فکر. در دور و زمانه ای که از طریقه ی دست در جیب کردن و لباس پوشیدن انسان تا اعتقاد او به غیب در فکر او گنجانده شده، چگونه می توان انتظار داشت از بردگی این سیستم رهایی یافت؟ مرجع: وبلاگ نشریه فرصت - [ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 2:30 بعد از ظهر ] [ امین ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |